تبليغاتX
pariz
در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا . یک دانشجوی دختر با موهای قرمز که از چهره‌اش
 
پیداست اروپایی است، سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند. سپس یادش می‌افتد
 
که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد. وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده
 
می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست، احتمالا اهل ناف آفریقا (با توجه ...به قیافه‌اش)، آنجا نشسته و
 
مشغول خوردن از ظرف غذای اوست

بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس
 
می‌کند. اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با
 
آداب اروپا در زمینه اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست. او حتی این را
 
هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعده غذایی‌اش را ندارد. در هر
 
حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی
 
نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد

دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم
 
شود. به این ترتیب، مرد سالاد را
 
می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از تاس کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را
 
می‌خورد و دیگری پای میوه را. همه این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛ مرد با کمرویی
 
و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند

آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد. و اینجاست که پشت سر مرد سیاه‌پوست، کاپشن خودش
 
را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند، و ظرف غذایش را که دست‌نخورده روی آن یکی میز مانده است

********************************************************
چقدر خوب است که همه ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم ، وگرنه
 
احتمال دارد مثل احمق‌ها رفتار کنیم؛ مثل دختر بیچاره
 
اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقطه تمدن است، در حالی که آفریقایی
 
دانش‌آموخته به او اجازه داد از غذایش بخورد
 
 
+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 8:38 بعد از ظهر |

 

آيا مي دانيد بدن جوجه تيغي در هنگام تولد حالت ژله اي دارد و حتي ممكن است در حين تولد، نيمي از بدنش

توسط تيغهاي بدن مادر كنده شود؛ اما تا قبل از یک هفتگی، بدنش كاملاً ترميم مي شود؟


آيا مي دانيد سگ از نژاد اسب است و خود اسب هم از نژاد ماموت يا همين فيلهاي امروزي است؟

آيا مي دانيد يك نوع سمندر در آفريقا وجود دارد كه تحمل شانزده هزار ولت برق با شدت جريان پنجاه هرتز

را دارد و در اين حالت بدنش تنها نوري معادل يك لامپ 70 واتی توليد مي كند؟


آيا مي دانيد زرافه ها در اصل گوشتخوار هستند اما به دليل عدم توانايي در بلعيدن غذا از روي زمين به دليل

داشتن مري طولاني و نداشتن اندام مناسب برای شكار، گياه خواري مي كنند و به همين دليل يك زرافه در

تمام طول عمر خود سوء هاضمه دارد؟

آيا مي دانيد در قطب شمال تنها دو ماه از تابستان امكان آتش روشن كردن در فضای آزاد وجود دارد و در

بقيه ايام سال به دليل سرماي شديد، آتش به صورت تكه هاي بلور در آمده و خورد مي شود؟

آيا مي دانيد اگر بتوانید سر خود را سه بار پشت سر هم و در زمانی کمتر از 10 ثانیه محكم به ديوار بكوبيد،

میگرنتان خوب می شود و اصلاً دردتان نمی گيرد؟

آيا مي دانيد كه همه اينها چرت و پرت بود؟

آيا مي دانيد شما الآن سر کار رفته اید؟

آيا مي دانيد هرچه الآن در دلتان نسبت به من گفتيد، خودتان هستيد؟

آیا میدانستید شما الان برای گرفتن انتقام از من، به فکر می افتید که این مطلب را برای همه بفرستید؟

آيا مي دانيد هرچه در اينترنت به دستتان رسيد را نبايد باور كنيد چون شما عقل داريد؟

آیا میدانید که با وجود اینکه فهمیده اید که سر کار رفته اید، چرا دارید این مطلب را تا آخر میخونید؟

 

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 و ساعت 1:23 بعد از ظهر |

اين ماجراي واقعي در مورد شخصي به نام نظرعلي طالقاني است که در زمان ناصرالدين

شاه طلبه اي در مدرسه ي مروي تهران بود و بسيار بسيار آدم فقيري بود. آن قدر فقير بود که

شب ها مي رفت دوروبر حجره هاي طلبه ها مي گشت و از توي آشغال هاي آن ها چيزي

براي خوردن پيدا مي کرد.يک روز نظرعلي به ذهنش مي رسد که براي خدا نامه اي

بنويسد.نامه ي او در موزه ي گلستان تهران تحت عنوان "نامه اي به خدا" نگهداري مي شود.

مضمون اين نامه :

بسم الله الرحمن الرحيم

خدمت جناب خدا !

سلام عليکم ،اينجانب بنده ي شما هستم.

از آن جا که شما در قران فرموده ايد :

"ومامن دابه في الارض الا علي الله رزقها"

«هيچ موجودزنده اي نيست الا اينکه روزي او بر عهده ي من است.»من هم جنبنده اي هستم

از جنبندگان شما روي زمين.

در جاي ديگر از قران فرموده ايد :

"ان الله لا يخلف الميعاد"

مسلما خدا خلف وعده نميکند.

بنابراين اينجانب به جيزهاي زير نياز دارم :

۱ - همسري زيبا ومتدين

۲ - خانه اي وسيع

۳ - يک خادم

يک کالسکه و سورچي -4

۵-  يک باغ

۶ - مقداري پول براي تجارت

لطفا بعد از هماهنگي به من اطلاع دهيد.

مدرسه مروي-حجره ي شماره ي ۱۶- نظرعلي طالقاني

نظرعلي بعد از نوشتن .....

نامه با خودش فکر کرد که نامه را کجا بگذارم؟ مي گويد،مسجد خانه ي خداست.پس بهتره

بگذارمش توي مسجد. مي رود به مسجد امام در بازار تهران(مسجد شاه آن زمان) نامه را در

مسجد در يک سوراخ قايم ميکنه و با خودش ميگه: حتما خدا پيداش ميکنه! او نامه را

پنجشنبه در مسجد مي ذاره. صبح جمعه ناصرالدين شاه با درباري ها مي خواسته به شکار

بره. کاروان او ازجلوي مسجد مي گذشته، از آن جا که به قول پروين اعتصامي

"نقش هستي نقشي از ايوان ماست آب و باد وخاک سرگردان ماست"

ناگهان به اذن خدا يک بادتندي شروع به وزيدن مي کنه نامه ي نظرعلي 

به صورت شاه می خورد سپس جلو پای او می افتد

. ناصرالدين شاه نامه را برداشته ومي خواند و دستور مي دهد که کاروان به

کاخ برگردد. او يک پيک به مدرسه ي مروي مي فرستد، و نظرعلي را به کاخ فرا مي

خواند. وقتي نظرعلي را به کاخ آوردند ،دستور مي دهد همه وزرايش جمع شوند و مي گويد:

نامه اي که براي خدا نوشته بودند،ايشان به ما حواله فرمودند .پس ما بايد انجامش دهيم.

ودستور مي دهد همه ي خواسته هاي نظرعلي مو به مواجراء شود و می شود.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 0:42 قبل از ظهر |

 

 

 

اما بحث داغ انرژی ها!

تمام اتفاق هایی که دور و بر ما میوفته، نتیجه ی انرژی هاست.

 

دوست مون انرژی!

 

شغل مون انرژی!

 

همسر مون انرژی!

 

اتفاقات، دونه دونه، انرژی!

 

دوستان عزیز قانونی داریم در فیزیک به اسم قانون "دوبروی"!

 

قانون دوبروی به زبان ساده میگه که:

 

هر ذره در حال ساطع کردن مدام انرژی از خود است.

 

خودکار، مداد، پرده، بدن من و شما و خلاصه همه چیز در حال ساطع کردن

 

مداوم انرژی از خودشون هستند.

 

این انرژی ها چه هستند؟ چه کار می کنند؟

 

بحث مفصلی است که بد نیست با حوصله بیشتری بخونید. 

از این انرژی ها حتی عکس و فیلم تهیه شده که حسش نبود آپلودکنم. 

 

 

هاله های انرژی انسان

 

 

بیمارستان میلاد تهران دوربینی رو خریداری کرده که از انرژی های اطراف

 

بدن بیماران تصویر برداری می کنه و با توجه به تحلیل اون انرژی میشه

 

تشخیص داد که عضو بیمار و گستردگی بیماری چطور هست در ادامه ویژگی هاله

 

ها را بررسی خواهیم کرد!

 

هاله های انرژی انسان دو ویژگی دارند که این دو ویژگی رو بقیه انرژی ها

 

ندارند.

 

1) انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.

 

اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره. خیلی وقت

 

ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:

 

- چه خوب شد زنگ زدی!

-

 داشتم بهت زنگ می زدم!

-

 داشتم بهت فکر می کردم!

 

- حلال زاده!

 

- دل به دل لوله کشی شده!

 

و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای

 

دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله

 

به او میرسه بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که من ایران باشم و طرف

 

مقابل امریکا باشه. در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی". یعنی انرژی ما

 

از زمان عبور می کند. پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش

 

او حاضر است.

 

یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون

 

می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور

 

حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه

 

، داره به شما فکر هم می کنه؟

 

انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون

 

انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها

 

 یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.

 

2) انرژی من و شما مثبت و منفی میشه ولی انرژی اجسام همیشه خنثی است.

 

اگر ما حالمون خوب باشه، اگر آرام باشیم، اگر داریم مهر ورزی می کنیم،

 

اگر داریم لطفی می کنیم، اگر داریم دعا می خونیم انرژی ما مثبت است.

 

اگر حالمون بد باشه، اگه داریم غر میزنیم، اگه داریم بد و بی راه میگیم،

 

اگه عصبانی هستیم، اگه استرس داریم، اگه نگران هستیم، اگه اضطراب داریم

 

انرژی ما منفی است.

 

و اما انرژی اجسام خنثی است ولی انرژی من و شما میتونه انرژی اجسام رو

 

هم مثبت و منفی بکنه.

 

آدم هایی که مثبت هستن (فکر های خوب خوب می کنن – روحیه عالی دارن) انرژی

 

شون مثبت +است.

 

چون آدم هایی که منفی- هستن (روحیه داغونی دارن) انرژی شون منفی است.

 

یکی از بحث های مهم موفقیت اینه که:

 

تا جایی که میتونی "از آدم های منفی حذر کن" و تا جایی که می تونی

 

"بچسب به آدم های مثبت" چرا؟

 

چون انرژی اونها روی من و شما اثر می گذارد. آدم مثبت دیدی، چی کار

 

 می کنی؟   بچسب بهش!

 

آدم منفی هم دیدی، در رو! چون "افسرده دل، افسرده کند انجمنی را".

 

یک ماه با یه آدم غرغرو راه برو، بعد از یک ماه خودت هم راه میری،

غر میزنی.

 

 

قدیم یه موضوعی بود به نام "مجاورت". اگر عارفی و یا پهلوانی بود ، عده ای

 

 به نام "مرید و نوچه" دور و بر اینها بودن. این مرید ها و نوچه ها

 

همش حس خوبی داشتن. این حس خوب به خاطر چی بود؟

 

به خاطر انرژی فوق العاده مثبت اون عارف و پهلوان!

 

هاله های انرژی در پیرامون دو قسمت از بدن ما تراکم بیشتری دارند.

 

چشم ها و دست ها.

 

دوست من زمانی که:

 

· حالمون خوب نیست

 

· عصبانیم

 

· غر میزنیم

 

چشم های ما دروازه ی انتقال انرژی منفی اند.

 

دوست من وقتی حالت خوب نیست حق نداری وارد خونه بشی. به محض اینکه شما

 

با حالت منفی وارد خونه میشی و شروع به سلام کردن به دیگران می کنید،

 

انرژی منفی رو از طریق چشم هاتون به اعضای خونه منتقل می کنید. نتیجه

 

این میشه که نیم ساعت بعد یا دارید میزنید تو سر همدیگه یا هر کدوم خسته

 

و کوفته و داغون یه گوشه خونه ولو شدید!

 

اول کیسه زباله انرژی های منفی رو بذار پشت در، بعد وارد شو.

 

یه خانمی در تهران تعریف می کرد می گفت:

 

من تو خونه مون یه دونه گلدون داشتم و این گلدون رو خیلی دوست داشتم. یه

 

سفر 4 ماهه پیش اومد که من مجبور شدم برم آمریکا و به خواهرم گفتم که من

 

که میرم مسافرت تو هر روز بیا و این گلدون رو آب بده. خواهرم هم قبول

 

کرد. من رفتم سفر و اومدم دیدم گلدون خشک شده! من به خواهرم میگم تو

 

گلدون رو آب ندادی و اون میگه به خدا به جون مامان آب دادم!

 

من گفتم: من حق رو به خواهرتون میدم. قول میدم که به گلدونه آب داده.

 

بعد از خواهرش پرسیدم: خانم محترم، از خونه تون که بیرون میومدی و یه

 

مسافت طولانی رو می رفتی که بری و یه گلدون رو آب بدی، خداییش چپ چپ

 

گلدونه رو نگاه نمی کردی؟خواهرش گفت: "دقیقا یه همچین حالتی داشتم."

 

گفتم: "شما با انرژی منفی چشمت، گل رو خشک کردی!"

 

عکس این هم صادق است.

 

وقتی حالمون خوبه، چشم های ما دروازه انتقال انرژی های مثبت است.

 

وقتی حالتون بده، به عزیزاتون نگاه نکنید.

 

وقتی حالتون خوبه، تا می تونید به عزیزاتون نگاه کنید.

 

هلند بزرگترین صادر کننده  گل جهان است. دانشمندای هلندی تستی رو انجام

 

دادن. بچه های مهد کودکی رو بردند در مزارع گل و گفتن شما در بین مسیر

 

هایی که بین ردیف های گل وجود داره بازی کنید و راه برید و بدوید ولی به

 

گل ها صدمه نزنید.

 

دیدند جاهایی که بچه ها رو بردن و بچه ها اونجا بازی کردند، گل های

 

اونجا هم با نشاط تر شدند و هم شاداب تر، و زود تر هم رشد کردند. نتیجه 

 

تحقیقات شون رو به دولت هلند اعلام کردند.

 

هلند بخشنامه ای رو داد به مهد کودک ها که هر مهد کودک موظف است هفته ای

 

یک روز، مهد کودک رو تعطیل کنه و بچه ها رو ببره در مراکز پرورش گل و

 

بچه ها اونجا بازی کنن.

 

دوستان عزیز، چشم های ما اگه حالمون خوب باشه، دروازه ی انتقال انرژی

 

مثبت است و اگر حالمون بد باشه، دروازه ی انتقال انرژی منفی است.

 

و اما چشم زخم چیست؟

 

وقتی ما از درون حالمون خراب و از بیرون می خوایم نشون بدیم حالمون

 

خوبه، نتیجه چیزی میشه به نام چشم زخم!

 

مثلا: من یه نوزاد دارم، هر چی میدم میخوره، لپ از لپ دونش نمیزنه بیرون!

 

مثل آدم های استخونی. میرم خونه فامیل. اون ها یه نوزاد دارن هم سن

 

نوزاد من، ولی لپش مثل دو تا هلو! اونم از این هلو زعفرونی های کاشون! میرم لپش

 

رو میکشم و میگم

 

"تپل مپل عمو چطوره؟"

 

ولی تو دلم میگم "بچه بترکی! چی میدن تو میخوری!

 

وقتی از درون حالتون بد باشه و از بیرون بخواید نشون بدید که حالتون

 

خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنن.

 

من 20 ساله کارمند یک اداره ام. همین جور کارمند موندم. پسر عموم 5 ساله

 

اومده توی اون اداره استخدام شده. پسر عموی من پارتی داره توی اون اداره

 

و بعد از 5 سال بهش حکم "معاون مدیر کل" دادن! من 20 ساله اونجام ولی

 

هنوزم کارمندم!

 

از این گل ها دیدین که انقدر بزرگه که آدم پشتش دیده نمیشه! یه دونه از

 

اون گل ها میخرم و میرم دم در اتاق پسر عمو، در میزنم میگم:

 

"پسر عمو مبارکه! حقت بود! لیاقتش رو داری!

 

خدا رو شکر یکی از خاندان ما به جایی رسید!"

 

تو دلم دارم چی میگم؟ "بمیری الهی! حق من رو خوردی!"

 

زمانی که از درون حال مون خراب و از بیرون میخوایم نشون بدیم که حال مون

 

خوبه، چشم های ما منفی ترین انرژی های ممکن رو از خودشون ساطع می کنه و

 

اون انرژی منفی یه اتفاقاتی رو رقم می زند که ما بهش میگیم "چشم زخم"!

 

دوستان چشم خیلی قدرتمند است. مرتاض ها یه کارایی می کنن با چشم!

 

مثلا با چشم به قطاری که داره با سرعت 80 کیلومتر میره نگاه می کنن و

 

قطار یه دفعه متوقف میشه! این توقف ناگهانی قطار هم چشم زخم است!

 

پس چشم زخم وجود داره برای رفع این چشم زخم چه بکنیم؟

 

· بعضی ها میگن نعل اسب به خودت آویزون کن!

 

· بعضی ها میگن عینک به خودت آویزون کن!

 

· بعضی ها میگن نمک بزار تو جیبت!

 

· بعضی ها ...

 

· بعضی ها ...

 

· بعضی ها ...

 

و اما انرژی دست ها

 

بیشترین مقدار انرژی در دست ها است.

 

 بیشترین مقدار انرژی رو اول دست ها دارن و بعد چشم ها. 

 

تابه حال کسانی رو که انرژی درمانی می کنن دیدید؟

 

با چی انجام میدن؟

 

با دست.

 

چرا؟

 

چون بیشترین مقدار انرژی در کف دو دست است.

 

ما وقتی یه جایی از بدن مون درد می گیره، روش دست میزاریم و بعدش هم درد

 

مون آروم میشه.

 

در حقیقت خودمون داریم به خودمون انرژی میدیم، بدون اینکه متوجه بشیم!

 

در آمریکا یه عده نوزادانی رو انتخاب کردن و به مادرها شون گفتن که

 

روزانه حداقل 20 دقیقه این بچه ها رو نوازش کنید. بچه هایی که نوازش

 

میشدن، نفخ شکمشون، بی تابی هاشون، چیزهایی که بچه های کوچک رو در این

 

سن اذیت میکنه و باعث گریه شون میشه، به شدت کمتر از بقیه بچه ها شد!

 

دوستان بچه هایی که زود به دنیا میان رو میگن "نارس" و این بچه ها رو

 

میزارن توی دستگاه تا به رشد مطلوبی برسن و زنده بمونن. اما متاسفانه

 

بیشتر این بچه ها می میرند!

 

در آمریکا تحقیق جالبی شد، از مادران بچه های نارس خواستند که روزانه در

 

کنار محفظه ی شیشه ای قرار بگیرند و از سوراخ هایی که در محفظه وجود

 

داره سر و بدن بچه شون رو نوازش کنن.

 

نتیجه تحقیق نشون داد که مرگ و میر بچه های نارسی که توسط مادرشون نوازش

 

میشدن فوق العاده کمتر از بچه های نارسی بود که نوازش نمی شدند!

چرا؟

 

چون این بچه ها انرژی مثبت رو از طریق دست های مادرانشون دریافت می

 

کردن. و این قضیه به صورت کاملا علمی اثبات شده که نوازش سر کودکان در

 

رشد مغز اون ها شدیدا تاثیر مثبت دارد.

 

پس لطفا بچه ها و عزیزان تون ویواشکی همسرتون  رو نوازش کنید!

 

???ok

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391 و ساعت 11:57 قبل از ظهر |
نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.  مجمع عمومی سازمان ملل در نشست ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) ۲۱ ماه مارس را به‌عنوان روز جهانی عید نوروز، با ریشهٔ ایرانی به‌رسمیت شناخت و آن را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده در مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است. پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث غیر ملموس جهانی، به ثبت جهانی رسیده‌بود. در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان «دبیرخانهٔ نوروز» شناخته شد.).حتما ادامه.......مطلب رو مطالعه کنید.
ادامه مطلب
+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 و ساعت 9:4 بعد از ظهر |
تولد :پدرم ، سامانم ، سبحانموهم چنین خودم که با امروز

دوازده ام اسفند مصادف شده مبارکا باشه.


+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در جمعه دوازدهم اسفند 1390 و ساعت 11:53 قبل از ظهر |

به نام خدا

این روزا وقتی قدم میذاری توخیابونای هر شهری بیشتر چیزایی که میبینی و می شنوی  درمورد انتخابات ونامزدهای انتخاباتی هستش که جور و واجور گاهی رنگی وگاهی هم سیاه وسفید بره ودرهم هستش.بلاخره مغزت پر میشه از شنیدنی ها ،دیدنیها وواقعیتهای تلخ وشیرین که گاهی میشه هضمشو کرد وگاه تو هضمشون می مونی وبلاخره ناگزیر بالا میاری.

اما اونچه که روشن  وواقعی هست اینه که عموم مردم حرف اول ونهایی رو می زنند وتودلشون به اونهایی که ملیونها تومان هر شب وهر روزاین ایام الکی خرج می کنند تا برنده این میدون بشند ، یواشکی ازته دل می خندند .و واقعا هم خنده دارهستش که یکی بخواد با تبلیغات کلان وریخت وپاش بیش از تصور رای این مردمو بخره وکلاه گشاد به سرشون بذاره ! ای آقایی که داری با چنگ ودندان با پول وملال با خراب کردن دیگران وبه ناحق یا اصلا حق رقبا را خراب می کنی تا خودت به کرسی بنشینی وهیچ کاری رو هم انجام ندی ،نه که بخوای ندی بلکه نمیتونی بدی چون عرضه نداری توان نداری جیگر نداری رو نداری تعصب نداری شاید اگه اوضاع برات مساعد بشه از نهضت باصطلاح سبز هم حمایت کنی یا دندون رو جیگر بذاری وهیچی نگی سرتو بکنی زیر برف !آیا هیچ میدونی مردم زرنگتر هوشیار تر مودب تر متعصب تر ومسلمون تر از اونی هستند که توفکر می کنی  وخوب چشاشون بازو بینا هست ومیدونند که تویی که اینهمه ریخت وپاش می کنی که اگه این همه ثروت از خودت تویه فئودل باشه اسراف واگه از بیت المال وشرکتهای حمایت کننده باشه خیانت وجنایت هست وهرگز به توی خیانتکار که همه شئونات رو زیر پا گذاشتی تا پیروز میدون بشی رای نخواهند داد وجز تنفر چیزی برایت باقی نخواهد ماند.من فکر

میکنم تمام افراد نامزدی که میدان رقابت رو میدان جنگ نابرابر وناجوانمردانه کرده اند هرگز به

جایی نخواهند رسید وباید خجالت بکشند واز مردم عزیز وهمیشه در صحنه ومکتبی عذرخواهی کنند.انشالله مردم مسلمان وغیرتی در ۱۲اسفند باآمدن به پای صندوقها رای با یک تیر۲نشان میزنند ۱-بهترین وشایسته ترین نماینده خودرو انتخاب ۲- با اقتدار وهمبستگی مشت کوبنده خو رو به دهان یاوه گویان خارجی وداخلی می چسبانند.

انشالله

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در دوشنبه هشتم اسفند 1390 و ساعت 11:19 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM

<>

تولد بزرگ بانوی اسلام وروز زن برمادران پاریزی مبارک

jblack[1].info_emaillogo