تبليغاتX
pariz

این فصل در حالی  شاهد نزول تیم فوتبال صنعت مس هستیم که این نتایج ضعیف حاصل شده کاملا پیشبینی شده بود از زمانی که حمید نیکنفس کنار کشید ودر حقیقت توسط جناب اردبیلی مدیرعامل محترممان کنار گذاشته شد تیم مس تمام شده احساس میشد نیک نفس زمانی این تیم را رها کرد که نیمه فصل بود برهانی مدیر عامل فعلی باشگاه مس یک تیم کامل و به تمام معنارا را از ایشان تحویل گرفتند آقای نیک نفس زحمت فراوانی برای این تیم کشیده بود واگر برکنار نشده بودند بدون شک مجددا این تیم یکی از مدعیان قهرمانی در این فصل  وحتی در آسیامی توانست باشد اما آقای برهانی متاسفانه درایت ومهارت کافی برای رهبری وادامه موفقیتهای بیشتر این تیم رانداشتند من نمی دانم این تیم با این ترکیب وموقعیت چگونه میخواهد از اقتدارو تواناییهای  ما مسی ها در آسیا دفاع کند ؟پس چاره ای نداریم جز اینکه منتظر بمانیم وببینیم البته امیدواریم زیاد ضایع نشویم.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در جمعه یکم آبان 1388 و ساعت 10:22 قبل از ظهر |

این روزا همه اش درباره هدفمند کردن یارانه ها بحث و صحبت هستش وجالب اینجاست بیشتر اکثریتی که تحقق این کار صد درصد به نفعشون هست نگرانند!متاسفانه خیلی ها تحت تبلیغات دروغین کسانی قرار می گیرند که تا حالا حقشونو میخورده اند خیلی ها بدون اینکه بفهمند این کار به ضرریا نفعشون تموم میشه به دولت مردان اعتماد کرده ومنتظر پایان کارند بعضی ها هم که تا حالا برای خود واطرافیانشون حکومتی داشتند دارند خودشونو می کشند تا این کار شدنی نشه حالا تو این کار اگر یه عده راهم بکشن اصلا براشون خیالی نیست چون این دسته معتقدند توهرشرایطی باید بکشی تا کشته نشی !

نتیجه هدف مند کردن یارانه ها

1- یه عده خاص نابود می شن (1- اشخاصی که تاکنون خودشونو دلسوز مملکت مردم ونظام اسلامی می دانستند وجزوافرادسرشناس دولتی جازده بودند2-اشخاصی که امانت را به خیانت ترجیح دادند واز اموال ملی سوء استفاده کردند واز آن برای مال اندوزی های کلان خود استفاده کردند3-اشخاصی که از آب گل آلود ماهی های بزرگتر از نهنگ می گرفتند واز این راه بهره های سر سام آور بدست می آوردند) وخیلیهای دیگر که با این سه گروه وابسته بوده البته افراد زیادی هم ضایع وبی اعتبار می گردند که قاطعانه این سیاست را در لباس دوست مردود اعلام می کنند.

2- عموم مردم به نوا می رسند(1- قشر مستضعف وفقیرکه تا کنون خرجشان از دخلشان کمتر بوده بیشترین فایده را می برند2- قشر حقوق بگیر دولتی که خرجشان با دخلشان تقریبا یکسان بوده3- کشاورزان دامداران ودامپروران صنعتگران وزحمتکشان 4- بیکاران بی سواد وباسواد ی که آرزوی شغل داشته اما وجود ابر سرمایه دارهای استعمارگر خون خوار تاکنون این حق را از آنها گرفته بودندوده ها وصدها قشر دیگر که مجال گفتنش نیست)

واما امثال منی هم که دخلشان از خرجشان بیشترهم هست شاهد ازبین رفتن فاصله بلند طبقاتی شدیدی که تاکنون درکشورمان خره زندگی بیشتر هموطنان عزیزمان شده بود خواهیم بود ، وهمینطور شاهد ازبین رفتن تورم ورشد اقتصادی صنایع کشاورزی ووووو...... وجهانی خواهیم بود ایرانی مستقل توانمندو قدرتمند در هرزمینه که آرزوی هر ایرانی اصیل و وطندوست می باشد.

اینها فقط گوشه کوچکی از تاثیرات هدفمند کردن یارانه هابود وخواب وخیال نیست که فقط آینده آن را به نسل کنونی وآینده ثابت می کند .

پس تا آن زمان روشن.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت 11:34 بعد از ظهر |

بار دیگر دست جنایت کار امریکا از یقه چرکین جیره خواران مزدور این وطن فروشان روسیاه بیرون آمد وجمعی از سرداران سپاه اسلام وبرادران سنی وشیعه را به خاک وخون کشید بااین جنایت سعادتی بس عظیم(شهادت) نصیب این عزیزان شد وریسمان وحدت ویکپارچگی ،اخوت وبرادری بین تسنن وشیعه مستحکمتر شد وچهره کریه دشمنان خارجی وداخلی به ملت هوشیار وهمیشه درصحنه ایران شناسانده شد،شهادت این عزیزان نه تنها به نفع دشمنان قسم خورده بی دین تمام نشد بلکه خشم مردم ایران را برافروخت تا نفرت خود را نسبت به وطن فروشان قدرت طلب آن کسانی که خود را بازیچه انگلیس وامریکا قرار داده وفرصتی برای تاخت وتازپیراستعمار وهم پیمانان فرصت طلبش فراهم ساختند با مشت گره کرده اعلام کنند .آری در حقیقت مسبب اصلی این کشتار کسانی هستند که میخواستند تغییر بوجود بیاورند وتغییر یعنی ایران وایرانی را تقدیم دودستی به انگلیس وامریکا یعنی فروختن خاک وطن به قیمت به قدرت نشاندن آنان یعنی روی کار آوردن اسلامی امریکای ،انگلیسی وغربی یعنی بی بندو باری وچپاول فرهنگ اسلامی که ازنظر این ساده لوحان خیانت کار یعنی دموکراسی یعنی آزادی !!!وچه فکر باطل واحمقانه ای کردند! اینها ندانسته گور خود رابادستان خود در سیاه چال تاریخ کندند ،ملت غیور وصبور ایرانی صبرشان لبریز شداز این هم ریا وگستاخی، حال دیگر زمان جواب پس دادن ومحاکمه فرارسیده این ملت بیدار است که محاکمه میکند اجنبیان شیطان صفت را، آماده باشید برای محاکمه مجوسان پوشالی .

به لطف خداودرایت رهبر فرزانه ودولت به پشتوانه ملت رزمنده وسخت کوش ایران اسلامی به جایگاهی بس عظیم در جهان نائل گردیده ودشمنان داخلی وخارجی سخت مایوس ودرمانده گردیده اند زمان زور گویی چپاول گران جهان خوار به پایان رسیده وهم اینک وقت آن فرارسیده تا ایران مقتدر دست زور گویان جهانی را از پشت ببندد وعدالت را درجهان برقرار سازد ،طبیعیست که اسرائیل غاصب باتفاق هم پیمانان همیشگی اش به دست وپا بیفتند وبا حداکثر قدرت وتوانی که برایشان باقی مانده آخرین تلاش بیهوده خود را به نمایش بگذارند ملت ما بیداراست هوشیاراست ومقتدرانه آماده.

مرگ بر امریکا مرگ بر اسرائیل مرگ بر انگلیس وننگ ومرگ بروطن فروش (اسرائیلی ،انگلیسی ،امریکایی)که به ظاهر خود راایرانی مردم پرست ومردم دوست می نامند .

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت 10:34 بعد از ظهر |

بعد از چندروز دوری ا زدیار امروز باپای ضربه خورده لنگان لنگان باتنی خسته به خونه رسیدم بعد از استحمام درازکشیدم به امید اینکه یه چند ساعتی درسکوت کامل وآرامش بخوابم ، هنوز چشام گرم نشده بود گوشیم جلینگ وجلونگش رفت به هوا !خواب نازم حروم شد خودمو سرزنش کردم که چرا گوشیمو خاموش نکردم ؟یه خانم بود که با علی آقا کارداشت اما من که علی آقا نبودم ....!گفت که اشتباهی گرفته ، گوشیمو خاموش کردم دوباره زدم بخواب .نیم ساعت نشد تلفن دادش رفت به هوا ....لعنتی یادم رفت سیمتو از ریشه در آرم که ....محمود رفیقم بود بعد از احوالپرسی و کجا بودی وکی اومدی؟ گفت: زنگ زدم گوشیت خاموش بود گفتم بگذار به تلفن زنگ بزنم .گفت:بیا اونجا گفتم: نه گفت: پس من میام بادستپاچگی گفتم نه من میام منتظر باش ،گفتم اون بیاد حالا حالاها چسب میشه منم خسته میخوام بخوابم میرم نیم ساعت میشنم ببینتم دلش باز بشه بعد میام خونه راحت می خوابم تاصبح.خلاصه رفتم خونه آقا محمود خانمش سرما خورده بود یه عالمه شیربرنج درست کرده بود من گرسنه هم میمیرم برا شیر برنج دوتا بشقاب شیر برنج زدم تورگ چقدر چسبید..... . دسرهم نوش جان شد ، بلند شدم گفتم برم خونه ،هر چه اصرار گفتم :نه خسته ام برم بخوابم خلاصه اومدم در ماشینو باز بکنم دیدم ای دل غافل لاستیک جلوخوابیده !به آقا محمود گفتم بیا که گاومون زائیده لاستیک پنچره بیا کمک کن عوضش کنیم اون هم طفلی اومد پائین لاستیک یدکو از جعبه آورد بیرون من هم که پام کوبیده شده بود دست نگرفتم پیچای چرخ رو باز کرد لاستیکو عوض کرد رفتم که آچارو ابزارو بذارم جعبه دیدم اه اون یکی هم بادش خوابیده !گفتم محمود دو قلوزائیده گفت کی دوقلوزائیده گفتم همون گاو دیگه این لاستیک هم پنچره باناباوری اومد نگاه کرد یهو دیدم خم شد گفت اینهم سوزنی والفت !یه بی انصافی اومده بود با آچار سوزن باد جفت لاستیکای بی زبونو خالی کرده بود!!!داشتم عصبانی میشدم که یهو چشمم افتاد به لاستیک جلو ماشین محمو د که اونطرف تربود آخ که یهو زدم زیر خنده آخه لاستیک اونو هم خالی کرده بودند بی انصافا ! گفت دیگه چی شده ؟ درحالی که قاه قاه میخندیدم ازته دل   گفتم :سه قولو سه قولو وباددست به ماشینش اشاره کردم ،خلاصه خانمش هم اومد همسایه ها خیابون شد شلوغ یه آقایی خیلی کیف کرده بود عجب میخندید ازاون خنده ها که میگن فلانی به ریش همه میخنده مثل این بود که میخواد بگه عجب آدمای بی عرضه ای هستید شما یعنی من ومحمود کفرمو در آورده بود این همسایه محمود، تودلم گفتم امیدوارم یه شب هر چهارتا لاستیک توروخالی کنند ! بعد همون که مسخره بازی راه انداخته بود به من گفت:ناراحت نباش برو خدا رو شکر کن چرخاتو نبردند دوباره زدزیر خنده !من برای اینکه از شرش خلاص شم گفتم: شما ماشین دارید ؟گفت چطور ؟اون پراید ازمنه گفتم:برو ببین باد لاستیکتو خالی نکردند ؟یهو بخودش اومد رفت کنار ماشینش از همونجا از زیر چشام بهش نیگاه کردم دیدم سبیلاش شل شده فهمیدم یه کاسه زیر نیم کاسه هست جلدی رفتم کنارش دیدم نه یکی نه دوتا هر چهار چرخشو خالی کردند ازا ون دقای که داشتم زدم زیر خنده بعد همه اومدند اونوقت دسته جمعی می خندیدند زن ومردکوچک وبزرگ .............!!!حالا بماند تو این مدت خانم محمود زنگ زده بودانتظامات انتظامات هم دمش گرم مظنونینو پیدا کرده بودو برده بود .........خلاصه هنوز ادامه دارد این داستان....

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در دوشنبه ششم مهر 1388 و ساعت 1:53 قبل از ظهر |

شب قدراست ومن قدری ندارم

چه سازم توشه قبری ندارم

مبادا لیلة القدرت سر آید

گنه برناله ام افزونتر آید

مبادا ماه تو پایان پذیرد

ولی این بنده ات سامان نگیرد

××××××××××××××××

کوله بارت بربند

شاید این چند سحر فرصت آخر باشد

که به مقصد برسیم

بشناسیم خدا

وبفهمیم که یک عمرچه غافل بودیم

ای سبکبال

در این راه شگرف

دردعای سحرت

در مناجات خدایی شدنت

هرگز ازیاد نبر

من جاماند ه چقدر محتاجم.....

       التماس دعا                                  

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 10:58 قبل از ظهر |

سلام

جالب بود وتماشایی

اما اون اولاش همچین بگی نگی دل آدمای رئو.ف یه کم کباب میشه(روزه باشی ... سر کار هم نَری ... همه شَم که تو خونه باشی ... همه شَم که بیرون نَری ... همه ش که (...)

فوق ِ فوقش یه کتاب یا مجله بخونی یا آشپزخونه رو مرتب کنی و خونه رو تمیز کنی ، سر ِ جمع میشه ۲-۳ ساعت .

بقیه شُ چیکار کنی ؟ )

خب دیگه تو اوقات بی کاری هم خیلی کارا میشه کرد همینطور که شما اینکار رو انجام میدید ،من تو سن نوجوانی تو اوقاتی که شما بهش ااشاره کردید داستان می نوشتم مثلا وقتی روزه بود م وگرسنه دراین موارد می نوشتم هروقت خوشحال بودم داستانهای شاد هروقت غمین بودم ...غمگین می نوشتم ووو...بعضی وقتا که حس نوشتن نداشتم تلویزیونو باز می کردم رادیو رو خراب می کردم وآون آخرا چیزای خراب رو درست می کردم،یه تابستون که رفته بودم خونه باغ مادر بزرگ مادربزرگه دق کرده بود آخه رادیوش خراب بود تو ماه رمضون، خاله م میگفت اگه رادیوی مادر خراب بشه دق میکنه مریض میشه منم از ترس اینکه مادر بزرگمو مریض نبینم با هزار حقه رادیو رو تک زدم بردم کنار استخر زیر درخت سیب شکرو که خیلی پر بار بود واستتارخلاصه درد سرت ندم یه مدار رو که ازش سوخته بود با زرورق سیگار ترمیم کردم وقتی روشنش کردم ربنای شجریانو پخش میکرد!تا ته ولومشو باز کردمو باغرور بردم داخل ساختمانی که پراز صفا وخاطره بودوجلو اون ساختمان پراز درخت و گل و گوجه وخیار سبز وخیار چمبر وانواع سبزی......مادر بزرگ داشت نماز قضا می خوند اونقدر می خوند اونقدر می خوند تا نیم ساعت بعد از افطار دل ما از گشنگی از حال میرفت تو دلم هزارتا دشنام نثار مادر بزرگ میکردم ولی ازته دل دوسش داشتم حاضر نبودم یه ذره صدمه ببینه ولی اون عصر خیلی زود نمازشو تموم کرد درست بعد از اذانی که از رادیو پخش شدیادمه اون اذان باصدای موذن زاده اردبیلی بود که از همون وقت صداش برام شده یه خاطره معطر با بوی بنه اون افطار وافطاری.مادر بزرگ با ناباوری گفت : کی درستش کرد....تو !!؟چیزی نگفتم فقط لپامو باد کردم بعد منو گرفت تو بغلش نمیدونم چندتا ماچ چسبوند روی لبام وصورتم  حس میکردم با هر بوسه او چند سال بزرگتر می شم وعزیزتر(اون موقعها خیلی دوس داشتم بزرگ بشم اما حالا برعکس )بعد رادیوشو گرفت توبغلش هرچی موج بلد بود گرفت و ملاحظه کرد درست پخش میشه بعد گفت بهتر از قبلش هم شده شاید بخاطر دلگرمی من این حرفو زد وبعد گفت :بچم تو ادیسونی !!من میدونستم ادیسون برقو اختراع کرده اما نمی دونستم چقدر بزرگ ومهم بوده تا اکنون وبعدها فهمیدم که چقدر مادربزرگ من دست ودلوازبوده که هنوزم هست وایشالا سالهای سال باشد.

اگه دوباره نگی برم تو انجمن وبلاگ نویسا برا همین اینبار اینجابرات کامنت  نوشتم!

راستی یکی میگفت:وقت طلاست ویکی دیگر عصبانی شدو وگفت:غافل وقت یا همان زمان وسیله ای هست برای نزدیک شدن به معبود .

طاعات وعباداتتان قبول

درخصوص اندر احوالات من (1)

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 11:39 قبل از ظهر |
درمانگاه شهید عابدینی پاریز

اینجا درمانگاه شهید عابدینی پاریز است که نبش میدان امام حسین روبروی کاروان سرای قدیمی نزدیک به یک قرن جای خوش کرده وبه عبارتی دیگر بنا شده تا ۵۰سال قبل یکی از فعالترین درمانگاه های منطقه بوده که هیچ وقت بی پزشک نبوده شاید حدود ۵۰پزشک خارجی در این درمانگاه به بهترین روش با جان ودل درتمام ساعات شبانه روزانجام وظیفه نموده اند وبا وجدانی آسوده راهی کشورشان شده اند اما اکنون بردرب ورودی این موسسه نوشته شده است (تا اطلاع ثانویه پزشک نداریم !)

من فکر می کنم  به جناب بخش دار     شهردار    شورای شهر واز همه مهمتر به ریاست محترم بهزیستی شهرستان سیرجان این مردنمونه وسوگند خورده  صدآفرین گفت !درود برشما که این رسالت سنگین  را با جان ودل وبا آخرین توان ادا میکنید   اف برشما که چقدر مسئولیت پذیروتوانایید.

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 10:52 بعد از ظهر |

1- موجوداتی ناپیدا و نادیدنی هستند. ما را می‌بینند ولی ما آن‌ها را نمی‌بینیم .

2- از آتش (نار) آفریده شده‌اند .

3- آب جوش و اجسام فلزی تیز می‌تواند به آن‌ها آسیب برساند .

4- ازدواج، زاد و ولد و مرگ و میر دارند .

5- تفکر و احساسات دارند .

6- بین‌شان خوب و بد، کافر و خداپرست و همچنین مسلمان و غیر مسلمان وجود دارد .

7- قدرت‌هایی نیز دارند مانند طی الارض (در یک لحظه می‌توانند از یک طرف زمین به طرف دیگر بروند)

8- جن، شیطان نیست اما شیطان از جن است. یعنی ابلیس و فرزندانش نوعی جن هستند اما لزوما هر جنی شیطان نیست. برخی نیز معتقدند که تمام اجانین از نسل شیطان (ابلیس) هستند اما عده‌ای از آن‌ها پس از ملاقات با پیامبران خدا مخصوصا پیامبر اسلام توبه کردند و خداپرست شدند.

9- جن، فرشته نیست. فرشته از نور آفریده شده اما جن از آتش آفریده شده است. فرشته معصوم است اما جن معصوم نیست و مانند ما انسان‌ها گناه هم مرتکب می‌شود .

10- برخی می‌گویند جن‌ها نمی‌توانند به انسان آسیب برسانند. برخی می‌گویند که می‌توانند و نوع شرور آن‌ها این کار را می‌کند. برخی می‌گویند که جن‌ها از آسیب رساندن به انسان به طور عادی منع شده‌اند اما اگر انسان بهانه به دست جن‌ها بدهد، مثلا تسخیر یا احضار جن‌ها یا آسیب رساندن به آن‌ها در آن صورت می‌توانند و اجازه پیدا می‌کنند تا انسان را تا حتی سرحد مرگ آزار بدهند .

12- عبارت «بسم الله» یا «بسم الله الرحمن الرحیم» و برخی ادعیه دفع جن آن‌ها را دور می‌کند. یا خواندن هفت مرتبه سورهٔ زلزال (کتاب جن‌ها همه جا هستند، ص 37)

13- عمر جن‌ها خیلی طولانی‌تر از عمر انسان‌هاست .

14- جن‌ها شامل سه نژاد عمده هستند : (کتاب جن‌ها همه جا هستند، سید محمد مهدی حسینی، ص6)

الف- دیو: پست‌ترین نژاد، خاکستری رنگ، خشن، چشمانش فی‌مابین عمودی و افقی و هیکل دیو کمی درشت‌تر از انسان است.

ب- جن: نژاد متوسط، سرخ رنگ، چشمان عمودی، پاهای کوتاه و گرد (شبیه سم)و هیکل جن کمی ریزتر از انسان است .

ج- پری: نسبت به دو نژاد قبلی از نظر خلقت برتری دارد. سفید رنگ(مثل انسان‌های سفید پوست)، زیبا، چشمانش مثل چشم انسان افقی است .

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 10:16 بعد از ظهر |

5z2wycvycgz33cb6soc4.jpg

در های آسمان در نخستین شب ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب آن بسته نمی شود.

طاعات وعباداتان قبول .

+.ع.ک-پاریزی نوشته شده توسط abdosalam در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت 1:18 قبل از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM